تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان آخرین بت شکن و آدرس س ینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 21
بازدید ماه : 21
بازدید کل : 37470
تعداد مطالب : 36
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1
بازيهاى رايانهاى را نبايد صرفاً پديدهاى براى سرگرمى كودكان و نوجوانان دانست. اين بازيها اغلب به ابزار تبليغاتى مهمى در دست ارتشهاى مهاجم و سركوبگر به ويژه ارتش آمريكا تبديل شدهاند و در بطن خود، هدف و بيانى سياسى را دنبال و القا مىكنند. بازيهاى رايانهاى از اين پس، بخشى از چشمانداز فرهنگى بهشمار مىروند. براى آنكه به صحت اين گفته مطمئن شويم، كافى است به گفتمان رسانهها و طبقه سياسى گوش فرا دهيم. بههنگام گشايش كلبه رايانهاى در Futuroscope در شهر پوانيه فرانسه در روز 19 آوريل 2003، ژان - پير رافارن به حمايت از صنعت بازيهاى رايانهاى شتافت و از تأسيس يك مدرسه ملى براى رسانه هاى ارتباط زنده، در آينده نزديك خبر داد و حتى سخن از »جمهورى رايانهاى« به ميان آورد. در اوايل دهه نود، طى جنگ خليجفارس، بسيارى از روزنامهنگاران، اين مناقشه را مشابه يك بازى رايانهاى توصيف كردند: نه يك قطره خون، نه يك عراقى و نه حتى يك آمريكايى ديده نشد كه در وسط صحنه (جنگ) و يا در وضعيتى باشد كه با تصوير يك جنگ پاك و براق - آنگونه كه تصاوير بازسازى شده بر روى شبكههاى تلويزيونى به توصيف پيشروى نيروهاى متحد مىپرداختند - مبانيت داشته باشد.اين پنداشت درباره جنگ دوازده سال بعد، اينبار در شكلى مختصر، تكرار شد. جرج دبليو بوش در روز 6 فوريه 2003 به وضوح اين واقعيت را باجمله معروف خود (بازى تمام شد Game is over The) بيان كرد، و ژاك شيراك آن را با ظرافت خاصى واگويى كرد: it ,is not over It's not a game (اين يك بازى نيست و تمام نشده است). يك ژنرال ارتش آمريكا، با لحنى صادقانهتر، به تاكتيكى نظامى اشاره كرد كه از بازى رايانهاى PacMan اقتباس شده بوداين جملات مىتواند براى طرفداران بازيهاى رايانهاى لذتبخش باشد، چرا كه اين سخنان را مدرك مىيابند دال بر اينكه بازى مورد علاقه آنها ديگر پديدهاى ناشى از روزمرگى شمرده نمىشود، اما اين امر، اشتباه وخيمى است.هدف از اين آدرس دادنها، از زبان نظاميان يا نزديكان آنها، چيزى جز كاستن از زشتيهاى جنگ نيست. در جهان مجازى، هيچكس زخمى نمىشود و كشتهها نه خانوادهاى دارند و نه دوستى. تقريب ميان تقدير مجازى و واقعيت، هدفى جز »واقعيتزدايى« از اعمال محكوم و نامشروع ندارد.زمانى كه به محصولات بصرى - تفريحى كنونى مىنگريم، به وضوح معلوم مىشود كه ابزارى براى تبليغات هستند، ابزارى سياسى همانند هر رسانه ديگر. بازى رايانهاى فقط يك تفريح بىخطر نيست، بلكه رسانهاى براى بيان ميان است. لذا منطقى است كه استفاده از آن در جهتى به دور از اهداف ظاهرى و اوليه باشد، درست همانگونه كه در برخى كشورها از تلويزيون، راديو، سينما و مطبوعات نوشتارى چنين استفادهاى شده و مىشود. اين نوع استفاده از بازيهاى رايانهاى در جهت اهداف سياسى، از آن جهت بيشتر مزورانه است كه رمزها و مآخذ آن بر عموم مردم ناشناخته باقىمانده است. همه مىدانند كه يك بازى رايانهاى چيست، اما در نهايت تعداد اندكى از والدين قادرند فرزندان خود را در كشف اين رسانه همراهى كنند و به همين دليل، تحت تأثير قرار دادن آنها باز هم آسانتر است.با گسترش شتاب آميز بازى جنگ، حلول تطبيق واقعيت به دنياى مجازى خيلى سريع از طريق نماد هويت ملى، يعنى پرچم، تحقق يافت. در اينجا با بازيهايى كه موضوع تاريخى دارند، مانند برخى بازيهاى جنگهاى تاريخ استعمار،3 روبهرو نيستيم، بلكه سخن از بازيهايى است كه از نظر سياسى »هدايت شده« هستند، و طوفان صحرا (Conflict Desert Storm) نماد آنهاست.بازى كننده در برخى واقعيتهاى جنگ غوطهور مىشود. او اردوگاه خود را انتخاب نمىكند؛ او تجسم يك سرباز آمريكايى يا انگليسى است كه مأموريتش آزادسازى عراق از يوغ ديكتاتورى است. تصويرى شدن بازى، ما را در بطن عمليات فرو مىبرد، در حالى كه يك موضوع كاملاً روشن است: دشمن يعنى سرباز عراقى.اين بازى به هنگام عرضه شدن (13 سپتامبر 2002 در اروپا)، نه تأملى در پى داشت و نه مخالفتى. فروش آن، آزادانه انجام مىشود و فقط به افراد زير شانزده سال توصيه نمىشود. اين بازى، بىآنكه تزلزلى در انديشههاى پذيرفته شده ايجاد كند، فرد بازى كننده را در موضوع دفاع از نظم جهانى قرار مىدهد.عرضه بازى »بازگشت به قلعه ولفن اشتاين« (Return to Castle Wolfenstein)، با پيچيدگى و ظرافت بيشترى انجام گرفت. بازى كننده، تجسم يك سرباز آمريكايى در جنگ جهانى دوم است. او به درون كاخهاى نازيها نفوذ مىكند و با سربازان اس.اس. رودررو مىشود، در پيچ راهروها مىتوان برخى صليبهاى شكسته را مشاهده كرد.خيلىها فكر مىكردند كه اين بازى مبلغ ايدئولوژى ناسيونال - سوسياليستى (نازى) است. اولين مشاجره قلمى در سال 1992، به هنگام عرضه Wolfenstein-3D آغاز شد، در حالى كه به اين بازى برچسب يهودى ستيزى و نازىدوستى زده بودند. به هنگام ارائه بازى »بازگشت به قلعه ولفن اشتاين« در نوامبر 2001 نيز همين استدلال پيش كشيده شد. اين مباحث بىپايه بود: چه در بازى »طوفان صحرا« و چه در »بازگشت به قلعه«، يك ديدگاه جانبدارانه حاكم است.در هر دو بازى، فرد بازيكن در نقش يك سرباز آمريكايى ظاهر مىشود. تفاوت اين دو، ريشه در نوع برخورد دارد. در بازى طوفان صحرا، از مرگ، پلشتزدايى شده و فرد بازى كننده نماد خير است. در »بازگشت به قلعه ولفن اشتاين«، با انبوه جلوههاى ناهنجار روبهرو مىشويم (به قربانيان شكنجه شده برمىخوريم) و بازى بسيار واقعگرايانهتر و خونينتر است. از اين نظر، »بازگشت به قلعه ولفن اشتاين«، هر چند قدرى بيش از اندازه به اين جنبه ناهنجارى تكيه دارد، اما كمتر از بازى »طوفان صحرا« تبليغاتى است. نسخه آن لاين »بازگشت به قلعه ولفن اشتاين« حتى مىتواند جنبه تاريخى مهمترى به اين بازى ببخشد، چرا كه در آن مىتوان واقعيت پياده كردن نيروها را هم از ديد متحدين و هم از ديد آلمانىها به عينه مشاهده كرد. و اما نقطه عطف اين پديده، يك بازى رايانهاى است كه توسط ارتش آمريكا طراحى شده و به صورت رايگان بر روى شبكه اينترنت قرار گرفته است و نام آن »ارتش آمريكا« (www.americasarmy.com) است. اين بازى كه 4 ژوئيه 2002 عرضه شد، بازى كننده را به يك سرباز آمريكايى تبديل مىكند. ارتش علناً مقاصد خود را در آن به نمايش گذاشته و توضيح داده است كه هدف اين بازى، جذب بيشترين تعداد از جوانان به سوى مشاغل نظامى است. براى بازى كردن، بايد بر روى پايگاه اينترنتى ارتش ثبت نام انجام گيرد. بيش از يك ميليون نفر تا كنون ثبت نام كردهاند كه از اين تعداد، گويا 600 هزار نفر دورههاى آموزشى را به پايان رساندهاند.4 ديدگاه آمريكايىطراحان بازى (متشكل از نظاميان واقعى) كه براى دومين سال پياپى در نمايشگاه بازى رايانهاى لسآنجلس (E3) از 13 تا 16 ماه مه 2003 حضور داشتند، تحولات آتى اين بازى را اعلام كردند: استقرار وسايط نقليه جديد، مأموريتهاى جديد و نيز حضور افراد غير نظامى در بازى.افرادى كه در انتظار باز شدن درها بودند، به تماشاى يك برنامه شبيهسازى شده، از جمله هنگ صد و يكم نيروى هوايى، در مقابل دربهاى نمايشگاه پرداختند، كه اين نيز شاهدى بر دغدغه آميختن واقعيت و جهان مجازى بود.ارتش آمريكا ماهرترين برنامهنويسها را جذب كرده، تواناترين موتورهاى بازى را خريدارى نموده و نيروهاى خود را از طريق اين بازى رايانهاى به استخدام درآورده و آموزش داده است. اين تهاجم كه از طريق سياسى هدايت مىشود، با مخالفت چندانى روبهرو نشده است. بزرگترين طراحان و ناشرين به گام برداشتن در همين راستا ادامه مىدهند: از ابتداى عمليات نظامى در عراق (20 مارس 2003)، شركت سونى با عجله تمام مارك Shock and Awe (شوك و بهت) را بر روى محصولات خود نصب كرد كه هدف احتمالى آن طراحى يك بازى رايانهاى به همين نام است. پس از اين خبر، موجى از انتقادها سونى را واداشت تا ايده ماركزنى را كنار بگذارد، اما هيچ چيز مانع از آن نخواهد بود كه اين سازنده، به عنوان سلطان بازار بازيهاى رايانهاى، بازىاى را با موضوع جنگ عراق طراحى كند. شركت SCI ، طراح بازى »طوفان صحرا«، قبلاً اعلام نموده كه در حال تهيه ادامه اين بازى است. بازى »بازگشت به بغداد« Bagdad Back to بازى كننده را بار ديگر به مناقشه سال 1991 باز خواهد گرداند، آن هم مثل هميشه با ديدگاهى انحصارى، يعنى ديدگاه آمريكاييها. انقياد صنعت بازيهاى رايانهاى در برابر ارتش و نظاميان، موضوعى مسلم است، هر چند برخى توليدات در اين عرصه، عامل بىثباتى هستند و لذا خشن و خطرناك براى جوانان ارزيابى مىشوند. بازيهاى GTA3 و GTA Vice City كه از پرفروشترينها در جهان هستند با انتقادهاى مستقيمى از سوى رسانهها و دولتها روبهرو شدهاند.به عنوان مثال، ايالت واشنگتن قانونى به تصويب رسانده كه طبق آن اگر فروشندهاى، بازىاى رايانهاى به افراد خردسال بفروشد كه در آن مىتوان مأمور پليس را كتك زد، به پرداخت 500 دلار محكوم خواهد شد. در جلد يك سرباز رفتن امرى پذيرفته است و حتى تشويق مىشود، اما به عهده گرفتن نقش تبهكارى كه براى مافيا كار مىكند، كمتر پذيرفته است.تمام بازيهايى كه اندكى دردسرساز هستند با مانعتراشى روبهرو مىشوند. از جمله بازى Bunout، كه در آن بازىكننده هدايت يك خودرو پر سرعت را به دست مىگيرد و بايد با سرعت و مهارت تمام در ميان ترافيك شهرى حركت كند، اما اين بازى ممكن است رانندگان را تشويق به انجام همين اعمال در زندگى واقعى كند. بازى »وضعيت اضطرارى« متهم شده كه بازى كنندهها را به شورش سوق مىدهد. در مقابل، هيچ انتقادى عليه بازيهاى جنگى تبليغاتى انجام نمىگيرد.بازى رايانهاى، رسانهاى است كه بيش از سى سال قدمت دارد، اما ميانگين سن بازى كنندگان حدود بيست سال است. از نظر فنى، مىتوان از اين پس در اين بازيها به نقل داستانهايى پرداخت كه بسيار پيچيدهتر از رويارويى ابدى ميان خير و شرّ هستند. بر هنرمندان [مستقّل] است كه براى ارائه اطلاعات و احساسات مختلف، انديشههاى خود را تبليغ كنند: اين رسانه بايد توسط آنان تحول يابد، همانگونه كه در گذشته براى ادبيات و سينما چنين كردند. اما براى اين امر، روشنفكران بايد از قهر كردن با بازيهاى رايانهاى دست بردارند و ديگر آن را وسيله مختص كودكان فرض نكنند. عدم واكنش در مقابل انحراف كنونى، پذيرفتن اين امر است كه سرانجام بازى رايانهاى به سلاح بىصداى تبليغاتى تبديل شود و در ميليونها نسخه توزيع گردد
نظرات شما عزیزان:
![]() |